قابل توجه پرسشگران محترم ، پاسخگویی در این سامانه به صورت آنلاین و در مسنجر تحت وب صورت می پذیرد.
شما می توانید با کلیک در پنجره گوشه پایین سمت راست این صفحه، روند ثبت نام را تکمیل و سپس برای گفتگوی زنده با کارشناس متناسب با موضوع سؤالتان، اقدام نمایید.

همکار مدیر مدیر آنلاین
          

در خواستگاری چه کنم ؟!

مشاوره خواستگاری

ازدواج - خواستگاری
[4:09 AM] پرسشگر 1: سلام
[0:0:5] pasokhgoo: سلام خوب هستید
[0:0:23] پرسشگر 1: سلام شکرخدا شما خوبيد؟
وقتتون بخيرو خدا قوت
[0:0:43] pasokhgoo: خدا را شکر
[0:1:28] pasokhgoo: می تونید خود را معرفی کنید؟
[0:1:41] پرسشگر 1: بله پسر هستم 27 ساله
[0:1:52] pasokhgoo: ان شاء الله در این 25 دقیقه مشاره مفیدی داشته باشیم
[0:1:54] پرسشگر 1: دانشجوي کارشناسي و کارمند
[0:2:13] pasokhgoo: ان شاء الله که موفق باشید
[0:2:24] پرسشگر 1: همچنين موفق باشيد
[0:2:34] pasokhgoo: ظاهرا سوالی داشتید
[0:2:40] پرسشگر 1: بله اگر کسي ميخواد بره خواستگاري چجوري تو جلسات بفهمه شخص مورد نظر بدردش ميخوره به خصوص از لحاظ معنوي و اخلاقي
[0:5:8] pasokhgoo: سوال خیلی مهمی است
ادامه داره یا نکاتی بیان کنم؟
[0:5:23] پرسشگر 1: فعلا نه
بفرمائيد
[0:5:41] pasokhgoo: اولا که با یک جلسه نمی توانید طرف مقابل را کاملا بشناسید
بلکه لااقل چند جلسه البته تحت نظر بزرگان ملاقات هایی صورت بگیره
دوما
این جلسات باید بگونه ای نباشید که عواطف غلبه کند
زیرا غلبه عواطف در این گونه جلسات می تونه روی شناخت منطقی تاثیر منفی بذاره
و اما نکته مهم اینکه توصیه می کنم
قبل از این که به جلسه خواستگاری برید یه کاغذی بردارید
و بالای آن بنویسید
چه چیزهایی برایتان مهم است که اگر در همسرتان باشد می توانید با او زندگی کنید و اگر نباشند نمیتوانید با وی زندگی کنید
بعد شروع می کنید اصول فکر خود را می نویسید
البته از اون خانم هم بخواهید که مانند شما اصول فکری اش را بنویسید
سپس در جلسه این اصول را به همدیگر بگوید اگر کاملا به توافق با تفاهم رسیدید
اون موقع احتمال هماهنگ بودن شما بیشتر میشود
این کاغذ چون قبل از جلسه و با فکر و با توجه به نیازهای خود
فراهم شده میتونه جلسه خواستگاری را مفیدتر کنه و شناخت بیشتری به شما بده
[0:9:47] پرسشگر 1: بله دقيقا
[0:9:59] pasokhgoo: البته مراحل تحقیق و بررسی هماهنگی خانوادگی و رفتن پیش مشاور برای گرفتن تست شخصیت میتونه بسیار مکمل باشه مخصوصا اگر بتوانید دو تایی باهم نزد مشاور روانشناس رفته و از او بخواهید که از هر دوی شما تست شخصیت نئو یا کتل را بگیرد و نتایج را باهم مقایسه کند اون مشاور میتونه تا حدودی پیشبینی کنه که چقدر با هم هماهنگ هستید
[0:11:13] پرسشگر 1: مشکل اينجاست اغلب خانواده هاي خانمها اصلا به اين چيزا بها نميدهند و خيلي تعصبي نگاه مي کنند
[0:11:26] pasokhgoo: منظرتون رفتن به مشاور است؟
[0:11:31] پرسشگر 1: بله
[0:11:34] pasokhgoo: خب متاسفانه در اینگونه مسائل که خیلی مهم است گاهی ساده از روش رد میشن ولی در مورد تهیه جهاز و خونه و ماشین و مراسم آنچنانی دقت افراطی به خرج میدهند
در حالی که هماهنگی دختر وپسر میتونه باعث ازدواج موفق بشه
[0:12:49] pasokhgoo: والا سنگینی جهاز و مهریه و غیره گاهی باعث متلاشی شدن میشه
[0:12:57] پرسشگر 1: بدبختي اينجاست که بنده جائي رفته بودم با اينکه خانواده من رو ميشناختند وقتي گفتم چند جلسه گفتگو کنيم و بريم و بيائيم خانوادش چنان تعصبي برخورد کردند که من حالم بد شد
[0:15:1] pasokhgoo: البته من رفت و آمد و اینجور چیزا هم موافق نیستم اینکه دختر و پسر برن بیرون باهم بگردن صحبت کنن تا آشنا بشن این می تونه بدتر بشه و روی منطق اثر منفی بذاره بنده منظورم این است که مثلا در خونه دختر یا پسر اون هم در موقعی که یکی از والدین طرفین حضور دارن ملاقت صورت بگیره و در مورد مسائل ازدواج صحبت بشه
[0:16:41] پرسشگر 1: اگر دو طرف خيلي منطقي برخورد کنند حتي بيرون از منزل
[0:17:17] pasokhgoo: میدونم منظورتون چیست واقعا هم حسن نیت دارید
ولی وقتی واقعیت را نگاه می کنید وقتی تجربه و وقتی روحیه دختر و پسر را با دقت نگاه کنید متوجه میشوید که اینگونه رفت و آمد ها بیشتر موجب غلبه عاطفی ممکنه بشه نه شناخت منطقی کم نبودن کسانی که واقعا با حسن نیت با هم رفت و آمد داشتن بیرون می رفتن تا آشنا بشن ولی کار به جای دیگه کشید شد
اینکه میگویم تحت نظر والدین و در خونه اونا باشه برای کنترل اینگونه آسیب هاست
در ضمن منظورم از چند چلسه این نیست که دو سه ماه باشن اگر سه چهار جلسه باشه ولی مفید استفاده بشه تقریبا میتونه کافی باشه بقیه شناخت را از طریق مشاوره و تست و تحقیق می تونید ادامه بدید
[0:21:30] pasokhgoo: خب ظاهرا مراجعان زیادی پیام دادن
[0:21:49] pasokhgoo: اگر مایل باشید یه جمع بندی کنیم
[0:21:55] پرسشگر 1: بله بفرمائيد
البته جسارت نيست بنده نظراتمو بگم
[0:22:19] pasokhgoo: دو سه دقیقه مونده
[0:22:20] پرسشگر 1: شما اشکالات رو بفرمائيد و نظرِ درست رو بگيد
بنده نظرم اينه که وقتي ميرم خواستگاري اگر از بحثِ ظاهر و اصول ازدواج موفق بوديم
چند جلسه اي براي شناخت بيشتر باهم گفتکو کنيم حالا اگر شد بيرون منزل نشد هم داخل منزل
اما با شرايط و تحقق اصول و بعد به فرمايش شما يک جمع بندي هم با مشاور داشته باشيم
ميفرمائيد؟
[0:25:11] pasokhgoo: درصورتی که یک: تعداد جلسات زیاد نباشه ؛ دو: دختر و پسر تنها نباشن و سه در حد فهمیدن اصول فکری مرتبط با ازدواج باشه می تونه تا حدی شناخت منطقی بده
[0:25:41] پرسشگر 1: اين تنها نبودن دختر و پسر يعني چي؟
[0:25:47] pasokhgoo: بر فرض با پارک رفتن یا ... صحبت و تعریف خاطرات و غیره بخوان آشنا بشن می تونه آسیب زا باشه
منظورم اینه که تحت نظر والدین باشه یعنی یکی از اونا در نزدیکی شما باشه
این عامل خیلی مهمه
[0:26:29] پرسشگر 1: خب ميتونه اين مورد مثلا در همان پارک باشه و مثلا مادر هر دو نزديک باشند
[0:26:36] pasokhgoo: شاید یه مقدار کار را سخت کنه ولی همین سختی میتونه یه جوری برخی آسیبهای روانی را کنترل کنه
خب آره میشه
[0:27:3] pasokhgoo: راستی شرمنده ! وقت مشاوره با شما تموم شده
اگر مایلید و سوالی باقی مونده جلسه بعدی تشریف بیارید.
[0:27:18] پرسشگر 1: بله حتما
ان شاء الله مزاحم ميشم
ممنون از راهنمائيتون
مفيد بود
بنده خدا رو شکر خوب برداشت ميکنم
[0:28:13] pasokhgoo: ان شاء الله که ازدواج سالم و موفقی داشته باشید
خدانگهدار
[0:29:9] پرسشگر 1: ممنون لطف کرديد خدانگهدار
مدت زمان گفتگو : 00:29:40

@@@@@@@

دیدگاه‌ها

این افکار خیلی ایده اله خیلییییی،اولاندش ماتویه شهر کاملا دورافتادهایم که اصلن اجازه حرف زدن با خواستگارروبرای مدت طولانی به من دخترنمیدن،ثانیا خدارو شکر پدرومادر بنده منطقین شاید تونستم باشون حرف بزنموبرای این گفتوگو با خواستگار متقاعدشون کنم،از کجا معلوم که دو طرف مخصوصا مرد حقایقو بگه،متاسفانه مشکل خیلی بزرگ توجوامع مااینه که دخترا (نه همه البته) ازدواجو برای عشق و محبتو کمال انسانی میخوان،درصورتی که پسرا(البته بازهم نه همشون)ازدواج رو ،شاید فقط اولاش(یعنی اینطور میگن)محض ارضای امیالشون بخوان...ومتاسفانه خانم ها هم کاملا این مسئله رو پذیرفتن وبه بقیه هم همینطور مشاوره میدن که مرداهمشون اینطورین...البته خدای نکرده این حرفم با همه ی اقایون نیست<خیلی ممنون
باسلام دختری 21ساله هستم ساکن تهران الان تقریبا 2سال هست که باپسری 24ساله ساکن شیراز ارتباط دارم دراصل ایشون یکی از اقوام دوست صمیمی من هستند .درماه های اول مانمیدونستیم که به خانواده هادررابطه بانحوه ی آشنایی چی بگیم چون هردوخانواده مذهبی واصلا اینجور رابطه ها براشون تعریف نشده بود ,متاسفانه دوستم هم حاضربه همکاری باما نشدوخیلی اتفاقی خانواده ی ایشون متوجه ارتباط ماشدن که خیلی برای من وجهه ی بدی داشت یعنی دیدگاه اونا نسبت به من خراب شد وبه هیچ عنوان راضی به اومدن خواستگاری نشدن . خلاصه بعد از چندماه صحبتهای مکررایشون باخانوادشون راضی شدن و من قضیه رو باخانواده ام مطرح کردم به دلیل اینکه ایشون شرطشون این بود که من بایدبرای زندگی به شیراز بروم وپدرم بااین موضوع مخالفت کردن راستش اون موقع خودم هم تردید داشتم که ایا میتونم دورازخانواده ام زندگی کنم وچون ما همه ی فامیل هامون چه پدری چه مادری در تهران هستیم وفردی که دورازما زندگی کنه نداشتیم ومن اصلا هیچ تجربه ای دراین زمینه نداشتم .خلاصه نزدیک 6ماه گذشت با صحبتهای مکرر ایشون با پدرم ,پدرم راضی به اومدن ایشون به همراه مادر ومادر دوستم به خواستگاری شد در جلسه خواستگاری هردو خانواده مخالفتهای قبلی خودشون رو دوباره تکرار کردن ومادرایشون که خیلی ادم حساسی اند وزود ناراحت میشن سر مسایل مسخره که چرامادرم دور نشسته و چرامن اینجوری نگاه کردم و...کلی ناراحت شدن جوابشون منفی ترشد ومن بااینکه علاقه قلبی به ایشون دارم (این علاقه بدئن شناخت وکور کورانه نبوده من تا اونجایی که خودم فکرمیکردم راجب ایشون شناخت پیداکردم وایشون به معیارهای مدنظرمن نزدیک بود ) انقدبا مادر وپدرم راحت نیستم که حرف دلموبزنم وخیلی سعی کردم حتی نتونستم یه کلمه بامادرم صحبت کنم که رضایت بدن با این قضیه درصورتیکه مادرم باصحبتهای من از ایشون چه قبل از اینکه ایشون رو ببینم چه بعداز دیدن اشون موافقتشون بااین قضیه خیلی بیشتر شد. من همش هی این دست اون دست میکردم که شاید اتفاقی بیفته وخانواده ها راضی شن وایشون چندماه از سربازیشون مونده بود پدرم گفتن سربازیشو بره بعدا دوباره تصمیم گیری میکنیم در بارهی این موضوع ولی غافل از اینکه هرچی زمان میگذشت مادر ایشون ناراحتیاشون هی بیشتر میشد ودرحدیکه انقده استرس داشتن و اعصابشون خورد بود کارشون به بیمارستان کشید و ما مجبورشدیم برای اینکه اتفاقی برای مادرشون نیفته ایشون بگن که فعلا بیخیال این قضیه شدن ولی بعد گذشت 4ماه مادرایشون به خیال اینکه ایشون بیخیال شدن دارن برای ایشون دنبال دختر میگردن ما چندروز پیش بایه حاج اقایی صحبت کردیم که بامادرشون صحبت کنه وراضی شون کنه ,حاج اقاهم 2ساعت تمام بنده خدا وقت گذاشتن ولی راضی نشدن ایشون وگفتن که دلشون دیگه راضی نمیشه. حاج اقا به ماگفتن که مادرمن زنگ بزنن باایشون صحبت کنن وناراحتیا شاید از دلشئن بیرون بره وگفتن اگه به صلاح باشه خدا خودش راهی میذاره جلو پامونو اینا. ولی من مطمعن نیستم که مادرم باموافقتی که دارن بازم بااین حال راضی بشن به این کار واصلا مادرمن سرزبون نداره ومن فکر میکنم پاسخ مناسبی بده نمیدونم ! میدونم وجهه ی بدی داره ولی من خودم تصمیم گرفتم که مادرایشون صحبت کنم وابهامات ذهنشون و نارحتیا رو برطرف کنم ولی از طرفی هم احتمال میدم قضیه از اینی که هست بدتر بشه. اون حاج اقامیگفتن که اگه مانتونیم مادرشونو راضی کنیم بیخیال شیم ولی واقعا این قضیه برامون بعد دوسال خیلی سخته ومخصوصامن ضربه رو حیه شدیدی میخوردم . خواهشا راهنماییمون کنید